|
چمدانی بی شکل
|
در میان خون و عرق
کارگران آواز می خوانند
اما کار ساختمانی چون آواز خواندن ساده نیست....این کار کمی سخت است!
قلب کارگران
چون زمین بهاری پر از هیاهوی پرندگان است 
لیکن،زمین و ساختمان،زمین موسم بهار نیست
زمین ساختمان:
پر از گرد و خاک
پر از گل و برف است
در این زمین پای می لغزد ...دست خونین است
در این زمین..از چای شیرین و گرم...نان چون پنبه...خبری نیست!
نه یاران وفادارند
و نه کسی قهرمان
کار ساختمانی چون آواز خواندن ساده نیست...این کار کمی سخت است!
این کار کمی سخت است اما...
ساختمان بالا می رود
بالا می رود
بالا می رود.....
در اشکوبه های زیرین
گلدانهای گل را پشت پنجره می نهند...
و به نخستین بالکن ها
پرندگان همراه خود خورشید می برند
و تو در هر تیر آهنین اش
و تو در هر آجرش
خواهی شنید آهنگ تپش قلب را
ساختمان بالا می رود
بالا می رود
بالا می رود.....
ناظم حکمت