|
چمدانی بی شکل
|
I Died , I guess. Thank You

"فلسطین"
زندگي من روي اين سنگ قبر اينگونه نوشته شده است:
نام : عبدل
تولد : 8 صبح – اول ژوئن 1977
فوت : 8:30 صبح – اول ژوئن 1977
ت.منجو

در لس آنجلس به بستر مي روم با فكر تو
چند دقيقه پيش كه شاشيدم ،
با مهر
به آلتم نگاه كردم
اينكه امروز دو بار در تو بوده
حسي زيبا به من مي دهد
ريچارد براتيگان
"علي اون باش" ، اهل ازمیر
خوب مي دانست
خرگوش
به خاطر ترس نيست كه فرار مي كند
به خاطر فرار است كه مي ترسد
ناظم حكمت
از سگ همسايه مي ترسم
دنبالم مي كند
يكي از آن قفس هاي من برايش بساز
تا آدم شود
كيكاووس ياكيده

چكار كنم
دوستت دارم
مثل درختي كه
داركوبش را
يا ميخي كه چكشش
تو با ضربه هاي مداوم و طولاني
مرا به سينه جهان
فرو مي كني
علی www.4040e.com
"خیانت"
تو نبودی ،
و من
به یک تکه ابر عشق ورزیدم
من
پ.ن : گویا وبلاگ "زندانی" یک ساله شده. با یک نگاه به پست های قدیمی وبلاگ متوجه شدم وبلاگ خیلی ضعیفی بوده.
/۰۰۵