تنها برای آن خرده لحظه های کوچکی که شادی کودکانه
شادی غریب
و امید -ی که سخت نیازم است
و شور یک کشف تازه، حتی اگر ابر سر گردانی باشد
....
تنها برای آن لحظه ی کوتاه که خنده هایمان در هم می تند
تنها برای لحظه ای که در سرآغاز راه می ایستم
و آن آخرین دست به انتهای صخره
تنها برای لبخند کودکی بر پشت مادرش به من
تنها برای ثانیه ای
سالهاست.... تنها برای ثانیه ای
تا تمام آن را با تو باشم...
+
نوشته شده در
85/04/26ساعت
4 PM توسط زندانی013
|