|
چمدانی بی شکل
|
آره ؛ اسلحمو از کمرم باز کردم
جاش یه قمقمه بستم
یه قمقمه پر از تف های سر بالا
من تف سر بالا می ندازم
دو...
کیه که بتونه تف منو بقاپه؟
نمی تونی
آخه خودت گفتی دوسم داری چون همیشه تو اوج ام
اینجا تو اوج پر از تف های سر بالاست
ولی من تف های سر بالای تو رو می قاپم
چون همیشه تو اوج ام
می خوای با بند کفشت منو دار بزنی؟
هر روز از قمقمه ام می خورم
باهاش خودمو می شورم
و مسواک می زنم
دو...
اینجا تو اوج بوی گازوئیل سوخته می آد
اینجا تو اوج
پر از زنبور های فلزی
پر از کتاب های عفونت زا
پر از طناب
پیراهن های چهار خونه آغشته به مدفوع سگ روشون آویزون
دیوانه کننده تر از همه:
تلی از لاشه های مادیان های قهوه ای...
لیوانتو برعکس گرفتی
دو..
دو...
"دو"مین باره که دستتو از دستم کشیدی بیرون
و چقدر سریع این کارو کردی
عین یه هفت تیرکش
سریع ترین هفت تیر کش غرب
دستم سوخت
کی اسلحشو از کمرش باز کرده؟
دستم سوخت
بوی سوختگی بدنتو می شنوم.
بوی سوختگی دستمو می شنوی؟
... 005